خرید بک لینک

درباره سایت

پیامهای عرفانی (حکمت ناب شیعی)

باسلام وعرض ادب به کاربران ومهمانان وبلاگ اینجانب ازشاگردان استاد علوی ( از استادان حوزه علمیه ) میباشم استاد دروس عرفانی ناب شیعی رادرمراحل علم الیقین درس میدهد طریق را ه سیروسلوک وغیره ... البته سایت اصلی من www.aghdashonline.ir میباشد که توضیحات ومباحث دراون سایت بطور کامل میباشد هدف از راه اندازی این وبلاگ : 1- آشنایی با عرفان حقیقی 2- مبارزه با عرفانهای کاذب 3- راه وروش سیروسلوک 4- واطلاع رسانی درباره موضوعات مختلف

امکانات وب

Ø¢Ùx82داش Ø¢Ùx86Ùx84اÙx8aÙx86 پاÙx8aگاÙx87 اطÙx84اع رساÙx86Ùx8a اطÙx84اع رساÙx86Ùx8a Øx8c رÙx88ستاÛx8c Ø¢Ùx82داش Øx8cعرÙx81اÙx86Ûx8c Øx8c Ø¢Ùx82داش Ø¢Ùx86Ùx84اÛx8cÙx86 Øx8cتÙx81رÙx8aØxadÙx8a Ùx88سرگرÙx85Ùx8a -->-->-->
ساÙx8aت Ùx85راجع تÙx82Ùx84Ùx8aد

 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 سÙx8aد عÙx84Ùx8a خاÙx85Ùx86Ùx87 اÙx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 جÙx88اد تبرÙx8aزÙx8a (رØxadÙx85Ø© اÙx84Ùx84Ùx87 عÙx84Ûx8cÙx87)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx85ØxadÙx85د تÙx82Ûx8c بÙx87جت (رØxadÙx85Ø© اÙx84Ùx84Ùx87 عÙx84Ûx8cÙx87âx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx86Ùx88رÙx8a Ùx87Ùx85داÙx86Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8aâx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87  سÛx8cد صادÙx82 Ø´Ûx8cرازÛx8c (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx84Ø·Ùx81 اÙx84Ùx84Ùx87 صاÙx81Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8aâx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx86اصر Ùx85کارÙx85 Ø´Ùx8aرازÙx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8aâx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx81اضÙx84 Ùx84Ùx86کراÙx86Ûx8c (رØxadÙx85Ø© اÙx84Ùx84Ùx87 عÙx84Ûx8cÙx87)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 سÙx8aد عÙx84Ùx8a سÙx8aستاÙx86Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx88ØxadÙx8aد خراساÙx86Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a âx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 جÙx88ادÙx8a Ø¢Ùx85Ùx84Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a âx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 جعÙx81ر سبØxadاÙx86Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a)

جÙx87ت درÙx8aاÙx81ت Ùx83د Ùx84Ùx88Ú¯Ùx88Ùx8a Ùx85راجع Ùx83Ùx84Ùx8aÙx83 Ùx83Ùx86Ùx8aد


داستان آموزنده عبور از پل های زندگی

سال های سال بود که دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود با هم

زندگی میکردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک،

با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و کار به جایی

رسید که از هم جدا شدند.


از دست بر قضا یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد،

مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:

من چند روزی است که دنبال کار می گردم،

فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید،

آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟


برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم.

به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است.

او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه

ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده است .


سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت:

در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا

دیگر او را نبینم.


نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت:

من برای خرید به شهر می روم، آیا وسیله ای نیاز داری تا برایت بخرم؟


نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:

نه، چیزی لازم ندارم !


هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت،

چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود.

نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.


کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:

مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟


در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور

ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای

کندن نهر معذرت خواست.


وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته

و در حال رفتن است.


کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر،

از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.

 

نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم

 

داستانهای کوتاه از آقداش آنلاین www.aghdashonline.ir

 

برچسب: داستان آموزنده عبور از پل های زندگی, نویسنده: پرویزطهماسبی تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 21:51

صفحه بندی